شنبه ۲۳ فوریهٔ ۲۰۰۸

ميراث

محتويات كشو: عينك مخصوص براي مشاهده‌ي كسوف - عكسي از معشوق عصر دانشگاه - جوهر آبي - دكمه‌هاي زاپاس - سنگ لاجورد - چشم‌بند - صابون - دستمال با گلدوزي حرف اول اسم - يك دسته ورق - يادداشتهاي 5 سال پيش -ماشين‌حساب مهندسي

سه‌شنبه ۱۹ فوریهٔ ۲۰۰۸

صراحت

تو فقط يه پارازيتي اخوي !

شنبه ۱۶ فوریهٔ ۲۰۰۸

تولد

فردا هيچ اتفاقي نميفتد. من مي‌خواهم بيفتد.

پنجشنبه ۱۴ فوریهٔ ۲۰۰۸

من و ويرجينيا

من و ويرجينيا وولف شباهتهايي با هم داريم:

هر دو صداهايي در سرمان مي‌شنويم
هردو اهل قدم زدن روي آب هستيم!

يك فرق كوچك هم داريم:

او نويسندة مشهوري است
و من وبلاگ نويسي گمنام.

سه‌شنبه ۱۲ فوریهٔ ۲۰۰۸

تجربه 2

دلم مي‌خواهد تا سرحد مرگ فيلمهاي عشقي و رومانتيك نگاه كنم كه آخرشان خوب تمام مي‌شود. چون تنها توي همين فيلمهاست كه از اين اتفاقهاي خوب خوب ميفتد.

دوشنبه ۱۱ فوریهٔ ۲۰۰۸

تجربه

ايندفعه اگر كسي بگه: يه مسئلۀ مهمي توي زندگيم هست كه الان نمي‌تونم راجع بهش چيزي بگم. بعداً وقتي موقعش باشه بهت مي‌گم!
همون اول بهش مي‌گم: برو گم شو آشغال!

یکشنبه ۱۰ فوریهٔ ۲۰۰۸

Salvation

از يكي از سازمانها و موسسات معتبر بين‌المللي صميمانه درخواست مي‌شود كه بيايد مرا استخدام كند تا هم اينجانب از بلاتكليفي در بيايد، هم خانواده‌اي را از نگراني برهانند.

شنبه ۹ فوریهٔ ۲۰۰۸

اميد

بيا دعا كنيم كه عشق آدمها را به هم نزديك كند؛ هرچند ته دلمان مي‌دانيم اين تنهايي‌ست كه آدمها را به هم زنجير مي‌كند.

جمعه ۸ فوریهٔ ۲۰۰۸

Losing Self-control


توي ترافيك مي‌زنم زير گريه. بزرگراه چمران... آهنگ " نومبر رين" ... و قسم مي‌خورم كه چيزيم نيست!